یك موبد زرتشتي گفت: دخمهي زرتشتيان يا برج خاموشان، سابقهي زيادي دارد و سالها پيش در محل نخستين زندگي قوم آريا پديد آمده است؛ ولي هيچگاه دفن مردگان در دخمه جزو اصول دين زرتشتي نبوده است. فريبرز شهزادي اظهار داشت: دخمهگذاري از كلمهي دخمه به معني سردابه و تاريكخانه ميآيد و به انگليسي به نام برج مسكوت يا برج خاموشان معروف است. وي افزود: دخمهگذاري يك نوع شيوهي تدفين است و براساس عقيدهي دانشمندان در جنوب سيبري براي تدفين مردهها از اين روش استفاده ميكردند. شهزادي اضافه كرد: در اين مناطق، بهدليل سرد بودن زمين، براساس نوشتههاي كتاب «ونديداد»، 10 ماه از سال زمستان سرد و دو ماه بهار نيز سرد و معتدل بوده است و مردم مانند مناطق قطب و كانادا، قادر به دفن مردهها نبودند. لذا مجبور بودند تا مردهها را در بالاي كوهها و در حصاري از ديواركشي يا سنگبندي قرار دهند؛ تا از دسترس حيوانات وحشي مانند كفتار يا گرگ كه باعث تكهتكه شدن لاشه ميشدند، دور بماند. وي ادامه داد: در اديان ميتراييسم، عقيده به يك نوع معاد جسماني مبني بر اينكه در آن دنيا، دوباره استخوانها، گوشت ميگيرند و به انسان تبديل ميشوند، وجود داشته است. بنابراين حصاركشي را بر اين اساس انجام ميدادند و تنها كركسها و پرندگان عظيم گوشتخوار، گوشتهاي مرده را ميخوردند و سپس دخمهبان، استخوانها جمع ميكرد و در منافذ مخصوصي در دخمه قرار ميداد.
او تاكيد كرد: روش دخمهگذاري روش ديني و جزو اصول دين زرتشت نبوده و از رسم و رسوم عادي مردم آريايي است. در زمان هخامنشيان و اشكانيان و حتا زرتشت، مراسم تدفين مرده بهصورت قبر و تدفين بوده است. شهزادي افزود: تنها در دورهي ساسانيان و نفوذ اقوام ماد و رسوم مغانهاي مادي، مردم بيشتر تابع اديان پيشين مانند ميتراييسم و زروانيسم عمل ميكردند. اين روش تدفين در ايران، از آن زمان رايج شد و تا 40 سال پيش هم در يزد، دفن مردگان به اين روش انجام ميشد؛ ولي اكنون تدفين بهصورت مقبره انجام ميشود كه سر مرده بايد به سمت مشرق و محل طلوع خورشيد باشد. اين موبد زرتشتي با اشاره به باور عموم بر تعيين گناهكاري متوفي با برداشتن يكي از چشمانش بهوسيلهي كلاغ، گفت: اينكه گفته ميشود، اگر كلاغ چشم چپ مرده را خورد، وي گناهكار بوده، مهمل و گزاف است؛ چراكه كلاغ، داور خداوند و قادر به تشخيص انسان خوب و بد نيست و تمام اين مسائل شايعاتي موهوم و نادرستاند.






