طبيبهاي قديمي شهرستان بافق براي درمان بيماريها، براساس طبع افراد، روشهايي را مانند استفاده از گياهان دارويي و يا در برخي موارد، بهرهگيري از مواد غير گياهي بهكار ميبردهاند. به اعتقاد گياهپزشكان شهرستان بافق، درمان بيماريها بايد با نوع طبع افراد سازگار باشد. در اين راستا، طبع سرد و طبع گرم را براي درمان بيماريها ميشناختند كه بنا بر تعريف آنها، صاحبان طبع سرد، زبان و چهرهي سفيد رنگ با لبهاي خشكيده دارند و نسبت به غذاهايي كه خاصيت سرد دارند، مانند عرقيات و لبنيات حساساند.اشخاص با طبيعت گرم نيز زبان و چشماني قرمز رنگ و صورتي برافروخته دارند و ضمن زود هيجاني شدن، نسبت به غذاهايي مثل گوشت گوسفند و روغن حيواني كه خاصيت گرم دارد، حساسيت دارند؛ ولي غذاهايي مثل لبنيات و عرقيات با طبع آنها سازگار است.طبابت بيماران در طب سنتي بافق توسط افرادي تحت عنوانهايي چون حكيم، قلمبند و يا شكستهبند، ماماچه، دعانويس، دندانكش، دلاك و گاهي نيز توسط افرادي كه به غربتي (زنان كولي) موسوم بودند، انجام ميگرفته است. درمان بيماريهاي جسمي در طب سنتي بافق معمولا با استفاده از روشهاي كلي گياهدرماني، درمان با مواد غير گياهي و عمليات پزشكي انجام ميشد، كه البته هر يك، شيوههاي مختلف و متفاوتي داشتهاند. بهعنوان نمونه، بيماريهايي مانند سردرد، سرگيجه، تاسي، چشم درد، دندان درد، گلو درد، سرماخوردگي و حتا بيماريهاي ريوي و كليه درد با گياهان دارويي درمان ميشدهاند. همچنين در طب سنتي بافق، بيماريهاي هاضمهيي از قبيل دل درد، زخم معده، يبوست، اسهال و استفراغ با جوشانده و يا دمكردهي گياهان دارويي درمان ميشدند. استفاده از مرهم گياه و يا بخور دادن با گياه از جملهي ديگر روشهاي گياهدرماني بودهاند. قدماي بافق براي درمان از روشهاي درماني با مواد غير گياهي نيز بهره ميگرفتند كه از اين جمله به دود درماني، درمان با خاكستر، داغ درماني و درمان با پوست و گوشت حيوانات و ماكيان و حتا حشرهها ميتوان اشاره كرد. طبيبان قديمي بافق براي برطرف كردن بيماريهايي مانند گوشدرد، دنداندرد، عفونت زخم، و نيز درمان مارگزيدگي، دود درماني ميكردند و در آن از دود سيگار، چپق، دود حاصل از سوزاندن پنبه و پيه گوسفند، سرگين حيوانات و يا پوسته برخي درختان استفاده ميبردند. درمان با خاكستر از ديگر درمانهاي طبي سنتي بافق بوده كه براي رفع زخم، سوختگي، كوفتگي و عقربزدگي از آن استفاده ميشده است؛ در اين روش معمولا خاكستر گرم به همراه نمك روي محل كوفته قرار ميدادند و يا براي رفع سوختگي، از خاكستر حاصل از سوزاندهي هسته هلو استفاده ميكردند.
داغ درماني ديگر روشي بوده كه از آن براي برطرف كردن سردردهاي شديد، كمسو شدن چشم، مارگزيدگي و عفونت زخم استفاده ميشده است؛ در اين شيوه، براي درمان و پر نور شدن ديدگان، در اطرف چشم، مهرهي عقيقي كه روي آتش داغ شده بود، ميگذاشتند و يا براي بيرون كشيدن عفونت زخم، صمغ درخت بنه را روي آتش ميجوشاندند و دور زخم را داغ ميكردند. استفاده از پوست، گوشت، اعضا و ساير متعلقات حيوانات، ماكيان و حشرات معمولا براي درمان بيماريهايي مثل يرقان يا زردي، شب كوري، شب ادراري، روماتيسم پا، دندان درد، آبسه كردن دندان، زخم بدن، گلو درد، سينه درد، سرخك، درد چشم و درد گوش، سياه سرفه و سوختگي بهكار ميرفته است. در طب سنتي بافق روشي موسوم به جادو درماني نيز وجود داشت كه براي درمان بيماريهايي چون چشمزخم، زگيل و آلزدگي از آن بهره ميگرفتند و بيماريهاي ديگري چون ترس و نازايي نيز از طريق دعادرماني بهبود مييافتند. ختنه و حجامت نيز از جملهي عملياتهاي پزشكي محسوب ميشده كه از ديرباز با امكانات ابتدايي اطبا قديمي اين ديار انجام ميگرفته است. از جمله باورهايي كه در طب سنتي بافق مشهور بودهاند، به بچهميري و ديرزايي ميتوان اشاره كرد؛ براي درمان بچهميري اين اعتقاد وجود داشت كه كلهي گوسفندي را ميپختند و به بچه ميدادند كه بخورد، از هر جا كه شروع به خوردن ميكرد، همان جاي سرش را داغ ميكردند و معتقد بودند، بچه جفت به خود ميگيرد و ديگر بچهميري صورت نميگيرد. در ديرزايي نيز مردمان بافق بر اين عقيده بودند كه براي درمان زني كه دچار مشكل ديرزايي ميشود، شوهرش بايد به پشت بام برود و گردو به پايين بيندازد و يا اينكه روي چادر زن زائو در مسجد دو ركعت نماز بخواند تا مشكل همسرش حل شود.






