افزون بر اين در جامعه پيچيده امروز و در مجلسي با صدها عضو ، حرکت هاي فردي کمتر راه به جايي مي برد و يک نماينده گر چه مي تواند ديدگاه هاي شخصي خود را مطرح کند ولي هنگامي حضور يک نماينده و راي او کارساز و کارآمد و اثربخش خواهد بود که مبتني بر برنامه و هدفمند باشد و جمعي با فرصت ، دانايي ، توانايي و تخصص کافي در طول ايفاي وظيفه نمايندگي، از وي حمايت کنند.
يکي از فوايد و مزاياي تشکل ها و احزاب نيز همين موضوع مهم است، تشکل ها و احزاب مي توانند با بهره مندي از متخصصان امر و تدوين برنامه و طرح هاي کارشناسي، از نماينده يا فراکسيوني در مجلس حمايت و پشتيباني کنند و اين موضع براي عقلا امري کاملا پذيرفته شده است و مي تواند آثار خوشايندي در عرصه هاي مختلف اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي کشور به همراه داشته باشد.
نمونه بارزي از اين کار را مي توان «برنامه انتخاباتي اصلاح طلبان» دانست که بنا به اظهار آقايان دکتر عارف معاون اول دولت اصلاحات و مهندس بيطرف وزير نيروي سابق و مسئول تدوين برنامه انتخاباتي اصلاح طلبان، با نقد عملکرد دولت اصلاحات و شناخت نقاط قوت و ضعف آن و با کمک و همراهي مجموعه اي از افراد متخصص و با تجربه که در دولت گذشته فعاليت داشتند تدوين گرديده است.
به هر حال پيگيري يک برنامه مدون که پيش از انتخابات به آگاهي مردم مي رسد و ضمن برخورداري از ديدگاه هاي کارشناسي ، مورد توافق مردم و يک يا چند تشکل يا حزب قرار مي گيرد، به نماينده مردم قدرت مي دهد تا افزون بر توانايي ها و تجارب خويش ، از حاصل اين تلاش هاي کارشناسي براي تحقق اهداف و تامين خواسته هاي بحق مردم سود برده و با قدرت دانايي و شناخت، عقلانيت مجلس را افزايش داده و تصميم هاي دقيق تر، صحيح تر، کارآمدتر و اثربخش تري اتخاذ نمايد.
بي ترديد اين نوع وکالت و نمايندگي و تلفيق توانايي ها و مهارت ها و تجارب فردي با برنامه هاي مدون مبتني بر پشتوانه تشکل ها و متخصصان مي تواند نماينده مردم را ياري بخشد تا به خوبي از عهده وظايف نمايندگي خويش برآمده و در قانون گذاري و سياست گذاري و نظارت بر امور کشور آگاهانه، عالمانه، هدفمند و با برنامه حرکت کرده و گام هاي مفيدي را در اين راستا بردارد.
متاسفانه اين روزها ادعاي مستقل بودن و همچنين بدگويي از تشکل ها و احزاب ، براي فريب افکار عمومي مد شده است و برخي افراد مي خواهند از آب گل آلوده انتخابات، ماهي وکالت خود را صيد نمايند.
هنوز دفاع جانانه شهيد بهشتي از تشکل گرايي در گوش آنان که شيفتگان خدمتند و نه تشنگان قدرت، طنين مي افکند و اين در حالي است که مدعيان شهيد بهشتي گونگي، طبل مخالفت با تشکل و حزب را به صدا در مي آورند و به گرايش نداشتن ظاهري به تشکل خاص افتخار مي کنند، اما چه فايده که در پس پرده، خود با تمسک به تشکل هاي خاص تمامي رشته هاي انديشه و بيان و ادعاهايشان را در عمل پنبه مي کنند !
يکي از فوايد و مزاياي تشکل ها و احزاب نيز همين موضوع مهم است، تشکل ها و احزاب مي توانند با بهره مندي از متخصصان امر و تدوين برنامه و طرح هاي کارشناسي، از نماينده يا فراکسيوني در مجلس حمايت و پشتيباني کنند و اين موضع براي عقلا امري کاملا پذيرفته شده است و مي تواند آثار خوشايندي در عرصه هاي مختلف اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي کشور به همراه داشته باشد.
نمونه بارزي از اين کار را مي توان «برنامه انتخاباتي اصلاح طلبان» دانست که بنا به اظهار آقايان دکتر عارف معاون اول دولت اصلاحات و مهندس بيطرف وزير نيروي سابق و مسئول تدوين برنامه انتخاباتي اصلاح طلبان، با نقد عملکرد دولت اصلاحات و شناخت نقاط قوت و ضعف آن و با کمک و همراهي مجموعه اي از افراد متخصص و با تجربه که در دولت گذشته فعاليت داشتند تدوين گرديده است.
به هر حال پيگيري يک برنامه مدون که پيش از انتخابات به آگاهي مردم مي رسد و ضمن برخورداري از ديدگاه هاي کارشناسي ، مورد توافق مردم و يک يا چند تشکل يا حزب قرار مي گيرد، به نماينده مردم قدرت مي دهد تا افزون بر توانايي ها و تجارب خويش ، از حاصل اين تلاش هاي کارشناسي براي تحقق اهداف و تامين خواسته هاي بحق مردم سود برده و با قدرت دانايي و شناخت، عقلانيت مجلس را افزايش داده و تصميم هاي دقيق تر، صحيح تر، کارآمدتر و اثربخش تري اتخاذ نمايد.
بي ترديد اين نوع وکالت و نمايندگي و تلفيق توانايي ها و مهارت ها و تجارب فردي با برنامه هاي مدون مبتني بر پشتوانه تشکل ها و متخصصان مي تواند نماينده مردم را ياري بخشد تا به خوبي از عهده وظايف نمايندگي خويش برآمده و در قانون گذاري و سياست گذاري و نظارت بر امور کشور آگاهانه، عالمانه، هدفمند و با برنامه حرکت کرده و گام هاي مفيدي را در اين راستا بردارد.
متاسفانه اين روزها ادعاي مستقل بودن و همچنين بدگويي از تشکل ها و احزاب ، براي فريب افکار عمومي مد شده است و برخي افراد مي خواهند از آب گل آلوده انتخابات، ماهي وکالت خود را صيد نمايند.
هنوز دفاع جانانه شهيد بهشتي از تشکل گرايي در گوش آنان که شيفتگان خدمتند و نه تشنگان قدرت، طنين مي افکند و اين در حالي است که مدعيان شهيد بهشتي گونگي، طبل مخالفت با تشکل و حزب را به صدا در مي آورند و به گرايش نداشتن ظاهري به تشکل خاص افتخار مي کنند، اما چه فايده که در پس پرده، خود با تمسک به تشکل هاي خاص تمامي رشته هاي انديشه و بيان و ادعاهايشان را در عمل پنبه مي کنند !





